اعتصابات کارگری در آلمان، ماه ژانویه فریده ثابتی
در مجموع در اولین ماه سال در نزدیک به 40 شهر آلمان در اعتراض به رفرمهای در حال انجام در زمینه بهداشت و بازنشستگی حرکت های مختلف اعتراضی از جمله تظاهرات، اجتماع اعتراضی در محل کارخانه و کارگاه یا در مرکز شهر و اعتصابات 1، 2 و 3 ساعته انجام گرفت. گروه های مختلف کارگری از بخشهای مختلف اقتصادی در آن شرکت داشتند. کارگران متال و فولاد، اتومبیل سازی، صنایع مصرفی، کارگران بخش خدمات، چاپ و کشتی سازی. دولت با اعلام این که این اعتراضات جنبه سیاسی دارد، زمینه را برای استفاده از قانون ممنوع بودن اعتصابات سیاسی، برای خواباندن حرکتی که آغاز شده است، هموار میکند. اما این اعتصابات که توسط اتحادیهها سازمان دهی میشود همه نیروی خود را به همین دو مساله یعنی بیمه و بازنشستگی معطوف کرده است و هیچ صحبتی از عامل اصلی یعنی سیستم سرمایه داری در میان نیست. در اتیکت چسبانده شده به سیبهایی که توسط اتحادیه خدمات وردی در هانوفر پخش میشد با اشاره دادن به رفرم در این دو بخش نوشته شده بود: درونش کرم است. با باز کردن سر بحث با بعضی از شرکت کننده گان مساله را از بعضی از قوانین به سیستم کشاندم و این که کرم در سیستم است و راه مبارزه باید به طرف سیستم کشانده شود.
ممنوع بودن اعتصاب سیاسی در آلمان؛ فریده ثابتی
چرا؟ چگونه؟ چه وقت؟
برای پاسخ دادن به سئوال باید به تاریخ جنبش کارگری در آلمان رجوع کنیم تا متوجه شویم که چرا اعتصاب سیاسی با وجودی که حتی سازمان جهانی کار که آلمان نیز در آن عضویت دارد، آن را به عنوان اعتصاب در انتقاد به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولت مجاز میداند، در آلمان ممنوع شد: هر مبارزه طبقاتی یک مبارزه سیاسی است ( مانیفست کمونیست)، طبقه کارگر به عنوان طبقه ای در مقابل طبقه سرمایه دار که همهی ابزارهای قدرت را در اختیار دارد، برای پبش برد اهداف خود در مبارزه و برای حفظ، تداوم و ارتقا دستاوردهای مبارزاتی خود مهم ترین ابزاری که در دست دارد اعتصاب است. چیزی که نه تنها شیره حیاتی طبقه سرمایه دار یعنی جریان سیال ارزش اضافی را موقتا قطع می کند بلکه می تواند همبستگی طبقاتی را تجدید و تقویت کند و مسیر را برای مبارزات آتی باز نماید. اعتصابات کارگری به عنوان مهم ترین ابزار مبارزه طبقاتی وقتی جنبه عمومی پیدا کند و به اعتصاب توده ای تبدیل شود میتواند سبب تغییرات مهم اجتماعی شود؛ به تغیر دولت و در رادیکال ترین حالتش به انقلاب اجتماعی بینجامد. به عنوان نمونه وقتی در مارس 1920 ژنرال کپ به کمک گارد ارهارد دست به کودتا زد، 12 میلیون کارگر دست به اعتصاب زدند و اعتصاب در ادامه به اعتصاب عمومی تبدیل شد و دولت کودتا سقوط کرد. یا در اکتبر 1949 وقتی دولت به رهبری ادنائر قانون کار کارگاهها را به مجلس برد، کارگران متال و معدن اعلام اعتصاب کردند. ادنائر در نامه ای به اتحادیه اخطار داد و این اعتصاب را امری سیاسی و درگیر شدن با حکومت خواند اما به هر حال مجبور شد که تا حدودی عقب نشینی نماید و تغیراتی در قانون ایجاد کند. در سال 1952 دوباره در اعتراض به طرح های دولت یک اعتصاب کوتاه چند صد هزار نفره ترتیب یافت که ادنائر آن را تبانی با کمونیستهای شرق خواند. سپس مجلس قانونی را به تصویب رساند که طی آن اعتصابات کارگری به دو دسته اعتصابات مجاز و غیرمجاز تقسیم شد.
اعتصابات مجاز شامل اعتصاب در محدوده مسایل کار و مزد خوانده شد و اعتصابات دیگر از جمله اعتصاب در انتقاد به سیاست های دولت، اعتصاب حمایتی، اعتصاب اعلام نشده بدون مجوز، اعتصاب کارمندان دولت و اشغال کارخانه ها ممنوع اعلام شد. با وجود این قانون اما اعتصاباتی ازین نوع هیچ گاه به طور مطلق کنار گذاشته نشد که به مهم ترین آن ها اشاره میکنم:
ماه مه 1952 اعتصاب 350 هزار کارگر در اعتراض به قانون اساسی کارگاهها
ژانویه 1955 اعتصاب 850 هزار کارگر برای مساله حق تصمیم گیری در صنعت ذغال سنگ.
دسامبر 1956 و ژانویه 1957 اعتصاب 30 هزار نفره برای پرداخت دسمتزد به هنگام بیماری.
مارس تا مه 1958 اعتصاب به صورت توقف تولید برعلیه تسلیح اتمی ارتش آلمان.
مه 1968 تحریم کار و تظاهرات علیه قوانین زمان اضطرار.
آوریل 1972 اعتصاب 100 هزار نفره در حمایت از ویلی برانت.
مارس 1986 اعتصاب یک میلیونی علیه پارگراف شماره 116 ضد اعتصاب.