بیانیه برای بهمن ۵۷

تصاویر بیاد می آورند که:

هایزر، نخستین گزارشات خود را به آمریکا فرستاد

ژنرال هایزر، معاون فرماندهی کل ناتو، امروز در گزارشی به آمریکا نوشت که ارتش ایران برای دست زدن به کودتا آمادگی ندارد. به نظر هایزر بهتر است بین نظامیان و رهبران مذهبی رابطه بر قرار شود

کانال های ارتباطی بین خمینی و آمریکا
.....از قبل بین نزدیکان و خود خمینی با غرب وجود داشته است که بصورت پراکنده در خاطرات افراد سازمان جاسوسی سیا و سایر نمایندگان امپریالیست ها از جمله آنتونی پارسونز سفیر انگلستان در ایران، مایکل پونیاتوسکی وزیر امور ملی کشور فرانسه و نماینده ژیسکاردستن، لوول بروس لینجن کاردار سفارت آمریکا، رمزی کلارک دادستان سابق کشور آمریکا، هال ساندرز معاون وزیر خارجه در امور خاور نزدیک، والتر کاتلر کنسول سابق آمریکا در تبریز و دیگران توانسته بودند با کسانی همچون مهدی بازرگان، محمد حسین بهشتی، مرتضی مطهری، محمود طالقانی، عبداکریم موسوی اردبیلی، یدالله سحابی، عباس امیر انتظام، صادق قطب زاده، مصطفی چمران، صادق طباطبائی، شهریار روحانی، ابوالحسن بنی صدر و بسیاری دیگر تماس برقرار کنند. و قول و قرار ها و شرایط رضایت و حمایت خود را از رژیم آینده خمینی به وی منعکس سازند.
مهمترین بخش مذاكرات فیمابین در پاریس صورت گرفت.
۱۸ دى ماه ۱۳۵۷ دو نفر از طرف ژیسكاردستن ریاست جمهور فرانسه براى دیدن خمینى به نوفل لوشاتو مى روند..

کارگران نیرویشان را نشان دادند، ولی منافعشان توسط حکوت جدید قربانی شد.

نامه خمینی به مهدی بازرگان در مورد کارگران صنعت نفت و اعتصاب

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از اهدای سلام و تحیت؛ به طوری که مسبوق هستید کارگران و کارمندان شرکت نفت به منظور همکاری و همگامی با مبارزات ملت مسلمان ایران به منظور جلوگیری از صدور نفت به خارج دست به اعتصاب زده اند، اما دولت غاصب ....................... برای مقابله با این برنامه های دولت غاصب و تامین نیازهای مردم در داخله تحقق شرایط زیر لازم است..

با توجه به مراتب بالا مقتضی است جنابعالی که در اداره صنایع عظیم نفت دارای سوابق و تجارب هستید ........ و ضمن ابلاغ مراتب تشکر ملت ایران از کارگران زحمتکش و کارمندان محترم، عده لازم را به بازگشت به سرکار و ادامه تولید در حد مصارف داخلی دعوت فرمایید و شرایط بالا را به کارمندان و کارگران تذکر دهید که اگر دولت غاصب هریک از شرائط بالا را نقض نمود ، جریان نفت به کلی قطع شود و به سایر اعتصابیون ملحق گردید، .....................................
از خداوند تعالی استقلال و عظمت کشور و توفیق ملت را برای به دست آوردن آزادی و استقل خوارستارم

والسلام علیکم ورحمت الله روح الله الموسوی الخمینی

مهدی بازرگان:

«الگوی ما برای حكومت اسلامی، دوران رسالت و رهبری ی سیاسی ی 10 ساله ‌ی محمد در مدینه و دوران 5 ساله ‌ی امام علی در كوفه است

 

فرخ نگهدار 31 سال همکاری و همراهی ی سبز با ....

 

22 بهمن فرجا­م تاریخی جنبشی بود، که هر کس و هر بخشی از جامعه به تناسب چگونگی حضور و جایگاه خود در آن، به قضاوت درباره­اش پرداخته و می پردازد.

از نظرگاه یک جنبش طبقاتی- کارگری، این لحظه تاریخی، در عین اینکه نقطه اوج مبارزه با رژیم شاه بود، نقطه سازش پنهانی میان سرمایه­داری جهانی نیز با اپوزیسیون دستچین شده آن، برای به اتمام رساندن و ممانعت از پیشروی اش بود، زیرا که اندک اندک توان و مطالبات عمیقی را از طریق طبقه کارگر و سایر بخش­های زحمتکش جامعه به صحنه مبارزه کشانده بود. وظیفه این سازش و این توقف که در یک واگذاری قدرت از دستی به دست دیگر به اجرا در آمد، همان چیزی بود، که تا کنون سی سال شاهد آن، یعنی حفظ سیستم سرمایه­داری و ادامه سرکوب هستیم، که رژیم شاه قبلا به گونه دیگری آن را اعمال کرده بود.

همواره چنین بوده و چنین نیز خواهد بود، که تا زمانی که کارگران و مزدبگیران زحمتکش جامعه، پیشاپیش آمادگی فکری و عملی برای یک اعتراض اجتماعی و طبقاتی مربوط به خود را نداشته باشند، حکومت­ها و اپوزیسیون­های گوناگون و همطرازشان، بویژه هر گاه که رادیکالیسم مبارزه اجتماعی به حدی برسد، که آنها بوی یک تهدید جدی را در نظام طبقاتی سرمایه­داری احساس نمایند، دست بکار سازشی در میان خود میشوند، و آنان را با ترفندهای مختلف و البته با زخم­های قدیمی و­ فراوان­ دوباره به خانه و کارخانه و ادامه کار مزدوری برای نظام سرمایه­داری­شان بر می گردانند.

آن جنبش و آن اعتراضات که در قالب اعتصابات کارگران، دانشگاهیان و مدارس، بیمارستانها و تمامی حقوق بگیران زحمتکش جامعه تجلی یافت، و نهایتا منتهی به 22 بهمن گردید، بیان خواست­های مادی و مربوط به زندگی واقعی جامعه بود، که بویژه در بستن شیرهای نفت توسط کارگران صنعت نفت، تاب و توانی را به اثبات رسانید، که ترس را بر سیستم پوسیده سرمایه­داری مستولی گرداند، و از سوی دیگر این "جمهوری اسلامی" نیز محصول سازشی بود، میان اپوزیسیون مذهبی رژیم شاه و طبعا حافظ همان سیستم ارتجاعی سرمایه­داری، با تمامی جبهه سرمایه­داری جهان که آمریکا در آن زمان نقش طرف مستقیم را در آن به عهده داشت. اینگونه بود، که سازشی از ترس و ناگزیری در جبهه دشمنان کارگران و توده­های فقیر و زحمتکش جامعه صورت گرفت، تا همه ما را دوباره روانه خانه­هایمان کنند.

بدیترتیب ما کماکان با دستهای خالی­ به بیغوله­هایمان بازگشتیم، و حاکمان جدید به کاخ­هایی وارد شدند، که از شاه برای آنها به ارث باقی ماند.

خدایی که تا پیش از آن با دریوزگی از "خمس و ذکات" به زندگی انگلی­اش ادامه می داد، اکنون خود رأسا به گنجینه ثروت دست یافته بود، و برای حفظ خود نیز ناگزیر از حفظ و ادامه همین نظام استثمارگر سرمایه­داری و تشدید آن بود.

با این حساب 22 بهمن به سر انجام رسید و خیل توده­های کار و زحمت همچنان کلاهشان در پس معرکه باقی ماند.

در این حالت طبیعی بود، که از روز به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، مبارزه همچنان ادامه یابد، و راهی هم جز این نبود، و صاحبان جدید قدرت نیز، تحت نام جدید "جمهوری اسلامی ایران" در مقابله با ادامۀ اعتراضات اجتماعی جهت کسب خواست­های بدست نیامده اشان، همان راهی را در پیش گرفتند، که هر رژیم طبقاتی دیگری تا کنون اعمال نموده است. چرخۀ استثمار مجددا بکار افتاده بود، و زبان اعتراض نیز نمی بایستی که دم فرو بندد و بدینسان، سرانجام تیغ تیز سرکوب برای مقابله با جامعه و پیشروی آن بکار گرفته شد، که تا به امروز هم ادامه دارد

در مقابل این موقعیت چه می بایست کرد، و تا کنون چه کاری صورت گرفته است؟ آیا کارگران خاموش بوده­اند، آیا جامعه در مقابل تمامی ظلم و ستمی که بر آن روا شده، سکوت اختیارکرده بوده است؟

مسلما که چنین نبوده، و در تمام این سه دهه کارگران و سایر حقوق بگیران زحمتکش، و سایر بخش­های تحت فشار جامعه، از جمله زنان، دانشگاهیان و دانشجویان از پای ننشسته­اند، و در مقابل هرگونه­ای از سرکوب و زندان و کشتار ایستادگی کرده و نشان داده­اند، که تا به خواسته­های به تعویق افتاده و تاریخی خود نرسند، این کاروان خروشان همچنان به راه خواهد بود.

در این میان مشکل حاکمان مقابله با حضور روزمره کارگران و اعتراضات گسترده جامعه می باشد، اما مشکل کارگران و زحمتکشان نا آگاهی به وضعیت عمومی جامعه سرمایه­داری و عدم انسجام طبقاتی و اعتراضاتی­شان است. ما در شرایط امروز نیز کماکان مثل سال 1357 دچار عدم انسجام طبقاتی در مقابله با رژیم حاکم، و ناتوان از به زیر سوآل بردن کل سیستم استثمار سرمایه­داری و فروپاشاندن آن هستیم. به همین دلیل است، اکنون که جامعه در گیر و دار خیزشی دوباره می باشد، پیشاپیش بر آن مهار سبز زده­اند، تا مبادا از خط و مرز معینی که همچنان حفظ این نظام است، فراتر برود. نامه نگاری­ها، زد و بندهای آشکار و پنهان، و همه رفت و آمدهای میان هاشمی رفسنجانی، موسوی، کروبی، خاتمی با جناح مقابلشان و هشدارهایی که به یکدیگر می دهند، که به کیفیت و کمیت اعتراضات توجه داشته باشند، تا مبادا جریان کار از دست همگی آنها خارج شود، بیانگر همین ترسی است که آنها از پیشروی مبارزات اجتماعی کنونی در جامعه دارد. اینها همه علاوه بر تلاش­هایی است، که از طریق راه اندازی نمایندگی و قبضۀ پیشاپیش اعتراضات در خارج از ایران با حضور عناصر شناخته شده­ای همچون اکبر گنجی، محسن مخملباف، و محسن سازگارا براه انداخته­اند.

بنابراین مشکل کارگران و زحمتکشان در جامعه طبقاتی پس از سی سال به قوت خود باقی است، و تا زمانی که کارگران خود را به عنوان یک طبقه به عرصه مبارزه­ای آگاهانه و متشکل، سراسری- طبقاتی علیه سرمایه­داری ارتقا ندهند، مبارزات اجتماعی کنونی نیز سرانجامی جز تلخکامی تکراری پیشین در بر نخواهد داشت.

بنابر این کار ما این نیست که بدنبال حوادث و یا این و آن بیفتیم، و نقش نردبامی را برای "سبزه­"ها و "زرد"ها به عهده بگیریم، تا همچون 57 از دوشمان بالا بروند و هر جا که آنان خواستند، برایمان بیانیه توقف مبارزه نیز صادر نمایند.

مسئولیت تاریخی ما درک موقعیت کاملا متفاوت خواست­های عمیق اجتماعی و تاریخی ما و حل طبقاتی- انقلابی آنها بدست خودمان با بر هم زدن نظم کل سیستم سرمایه­داری است.

آری! کار ما دقیقا نه شورشگری و لرزاندن حکومت­ها، بلکه انقلاب اجتماعی و تغییر کل نظام سرمایه داری و جایگزین کردن سوسیالیسم به جای آن است، که باید برای این مسئله فکری کرد و راهی جست!

 

 

                                                                        علیرضا نوری زاده

   

علیرضا نوری ژاده:

هيچ پناه و ياوری نمی بينم که با او سخن بگويم بجز امام ... بجز رهبری که با او آغاز کرديم و اينک برايمان سخت است که در حضور او نباشيم

 

مشت نشانه خروار

 

                            زنان و نقش برجسته آنان در سال 1357                                                                                کودکان کارگر

 

جناب کروبی و میرحسین موسوی در سایه....نشسته اند

    صف کارگران از دشمنان طبقاتی­شان مطلقا جدا می باشد!

 

آیا این عکس تاریخی را که مربوط به سرکوب توده های زخمتکش کردستان است می توان فراموش کرد؟

 

 

تنها یک انقلاب اجتماعی توسط کارگران و زحمتکشان می تواند، امکان رهایی از هر گونه ستم اجتماعی را برای تمامی انسان­ها فراهم آورد!

تنها یک رهایی کامل از شر جامعه طبقاتی سرمایه­داری!

کمیته فعالین کارگری-  سوسیالیستی فرانکفورت