گزارش
يک شاهد عينی
از تجمعات
اعتراضی مردم
در ۱۸ تير ۸۸ در
تهران
ما
با ماشين از
خيابان کارگر
به سمت کشاورز
رفتيم اولش
نااميد شديم و
گفتيم حربهی
دولت گرفت و
مردم رفتند
مسافرت، ولی
هر چه جلوتر
رفتيم اميد در
دلهایمان
شعله زد!
تقريبن از
تقاطع کشاورز
درگيریها
شروع شد و
نيرویهای
انتظامی
بودند که مردم
را متفرق میکردند
و چشمهای
خودشان هم از
گازاشکآور
پر بود از اشک!
ما به سمت ۱۶ آذر
رفتيم، تمامی
ورودیها به
پايين بسته
بود، برگشتيم!
گويا نيروهای
انتظامی
نتوانسته
بودند آنطور
که خواسته
حکومت بود
مردم را متفرق
کنند برای
همين يکدفعه
نيروهای ضد
شورش آمدند.
تمام پارک
لاله و خيابان
حجاب پر شد از
گاز اشکآور و
مردمی که در
پارک برای
تفريح آمده
بودند با بچه
و پيک نيک و
سفرههایشان
زير بغل به
سمت کارگر
شمالی و فاطمی
در حال دويدن
بودند هر کسی
که سيگاری بود
تند تند سيگار
روشن میکرد و
تو چشم زن و
بچهها فوت میکرد!
فضای خيابانهای
اطراف پارک
لاله کاملن
امنيتی بود و
پر بود از
ماموران ضد
شورش با رنگهای
خاکستری و آبی
و سبز ! ما به
سمت کشاورز غربی
رفتيم تا وارد
چمران بشيم که
اونجا به
اولين تقاطع
که رسيديم
ديديم تقريبن
چهار راه دست
مردمه و
جمعيتی بالغ
بر ۳ هزار
نفر در حال
شعار "مرگ بر
خامنهای" و
"خامنهای
حيا کن ... سلطنت
را رها کن"
بودند! و وسط
چهار راه هم
آتيش روشن
کرده بودند
برای مقابله
با گاز اشکآور!
زمان هر چه
جلوتر میرفت
اوضاع برای
حکومت وخيمتر
میشد تا اينکه
بالاخره
آخرين نيروی
خود يعنی نوپو
و بسيج را هم
وارد ميدان
کردند! جلوتر
که رفتيم سر
يک چهار راه
ديگه که خلوتتر
بود منظره
جالبی رخ داد!
دقيقن اتفاقی
که برای خودم
افتاده بود
(گفتم يه روزی
ميگم!) داشت
برای يه مردی
که از قضا هم
قيافه و همسن
خودم بود رخ
میداد و يه
موتوری دو
ترکه بسيجی
دنبالش میکردند
که مرد به
طرفی که ما
بوديم آمد و
موتوری هم از
بريدهگی
خيابان گذشت و
پيچيد جلوی
پيکانی که
داشت مرد را
از صحنه دور
میکرد و آن
را متوقف کرد!
بايد کاری میکردم
(چرا که مردم
هم در يوسفآباد
برای من هم
همين کار را
کردند، وگرنه
الان من تو
خونه نبودم!)
ماشين را نگه
داشتيم و به بچهها
گفتم بريد
جلوش را
بگيريد تا مرد
را نبرند دو
سه تا ديگه از
مردم هم
اومدند جلو
يکی از بسيجیها
داشت مرد بیچاره
را که قلبش مثل
گنجشک میزد
به سمت موتور
رفيقش میبرد
مردم سعی
کردند از دست
اون بيرونش
بيارند ولی
بسيجی با کمال
وقاحت اسپری
فلفل را از
جيب بيرون
آورد به سمت
مردم پاشيد
تقريبن داشت
مرد را میبرد
و با تجربهای
که از سالهای
قبل داشتم میدانستم
چه بر سر او
خواهد آمد
همينطور سر
دوستان داد میزدم
که کاری کنيد
که يکباره يک
جوان تقريبن ۱۸
ساله که
انگاری فرشته
نجات باشد از
اون طرف خيابان
دوان دوان خود
را به بسيجيه
رساند و خودش
را انداخت روی
بسيجيه و با
اسپری فلفلی
که داشت
مقابله به مثل
کرد و دقيقن
تو چشماش زد!
بسيجی داد زد
آی کور شدم
کور شدم! مرد
را رها کرد و
داد زد "سيد بيا
من رو ببر... زود
باش" تا سيد
بيايد و بسيجی
سوار شود کتک
بود که میخورد
و بالاخره
توانست از
ميان مردم
بگريزد و با
رفيقش فرار
کند! مرد رها
شده و راننده
پيکان که
انگاری دنيا
را به آنها
داده باشند هم
از راه ديگری
رفتند! مردم
هم چنان از
اين حرکت خود
و آن جوان
احساس شعف
داشتند تو
گويی قدرتی
دوباره يافتهاند
و به سمت تجمع
حرکت کردند!
ما تقريبن تا
ساعت ۱۰
همان حوالی و
اميرآباد
بوديم!
آخر وقت
(حوالی ساعت ۱۰)
نمیدانم چه
اتفاقی در کوی
و اميرآباد يا
پارک لاله
افتاده بود که
چيزی در حدود
دو سه هزار
نيروی ضد شورش
و بسيجی و
نوپو در لباسهايی
با رنگهای
خاکستری و آبی
و سبز و شخصی
سرتاسر کارگر از
انقلاب تا کوی
را پوشانده
بودند!
دوستی که تازه
برگشته بود
تلفن زد و گفت
همين داستان
در ميدان ونک
و خيابان يوسفآباد
و هفتتير و
انقلاب هم
بوده است!
شد آنچه که
بايد میشد!
من هيچ
سالگردی از ۱۸ تير
را به شکوهی و
با عظمتی و
شلوغی امسال
نديدم! اگر
سالهای قبل
فقط دانشجو
بود امسال پير
و جوان از هر
قشر بودند و
سه روز تعطيلی
و سفارشهای
مکرر مجریهای
خودفروخته
صدا و سيما
برای رفتن
مردم به
مسافرت و شمال
هم کارگر نشد
و مردم همچنان
در ميدان
بودند و حکومت
هم شوکه شد!
آقای احمدی
مقدم فرمانده
ناجا ديديد که
مردم را نمیشناسيد
و بر خلاف حرف
شما ماندند و ۱۸ تير
را گرامی
داشتند!
...
تا کور شود هر
آنکه نتواند
ديد!
شاهد
عينی: داريوش.
ش
گزارش
دوم از يک
شاهد عينی
ديگر از
تجمعات اعتراضی
مردم در ۱۸ تير
درود
بر تمام
آزاديخواهان
و ميهن پرستان
دلير ايرانی!
امروز
در مناطق
مختلف تهران
هزاران نفر
دست به
تظاهراتی
زدند که با
واکنش شديد
نيروی انتظامی
مواجه شد.
چهارراه های
اصلی و ميادين
مهم تهران پر
از ماشين ها و
گروه های کثيری
از مامورين
نيروی
انتظامی و
بسيج و سپاه و
يگان ويژه و
تکاوران بود.
مامورين با
اسلحه های
بزرگ و بسيجی
ها با باتوم و
جليقه های مخصوص
اطراف ميدان
ها و چهار طرف
چهارراه ها را
تحت کنترل خود
قرار داده و
حتی در خيابان
ها بعضی از
اتومبيل ها را
مورد تفتيش قرار
می دادند.
در
منطقهء
انقلاب انبوه
جمعيت اجتماع
کرده بود و
شعارهای
بسيار
شجاعانه ای سر
می دادند.
شعارها تا
جايی که به
خاطرم هست اين
ها بود: "ايرانی
می ميرد ذلت
نمی پذيرد"،
"دولت بی لياقت
استعفا
استعفا"،
"نيروی انتظامی
تو هم ايرانی
هستی"، "مرگ
بر ديکتاتور"،
"مرگ بر خامنه
ای" و همچنين
يک گروه فرياد
می زدند:
"ميرحسين" و
گروه ديگر
پاسخ می دادند:
"يا حسين" و
نيز "الله
اکبر" که از هر
سو به گوش می
رسيد.
در ميدان
انقلاب و
خيابان های
اطراف و
چهارراه های
فرعی هم چون
دکتر قريب و
طوسی، جوانان
لاستيک بی
مصرف اتومبيل را
به آتش کشيدند
و در چند نقطه
اين کار را
انجام دادند و
با قرار دادن
سنگ های
سيمانی در عرض
خيابان مانع
تردد
موتورهای
بسيجی ها شدند
تا از حمله و
يورش
وحشيانهء آن
ها ممانعت به
عمل آورند.
جمعيت بسيار
زياد بود و
اکثرا" ماسک
به صورت
داشتند و بطری
آب در دست و
کفش های راحتی
ورزشی يا
کتانی سبک
پوشيده بودند
و شجاع و نترس
و با شهامت در
برابر نيروی
انتظامی تا به
دندان مسلح
ايستادگی می
کردند. صحنه
ها بسيار
هيجان آور و
پرافتخار بود
و اين همه دلاوری
و همت جوانان
دختر و پسر و
بانوان دلير و
مردان غيور
حقيقتا" وصف
ناپذير بود و
فقط بايد
بوديد و می
ديديد.. .ترس
اين ملت ريخته...
خدا رو شکر که
بپاخاسته تا
حق پايمال
شدهء خود را
باز پس بگيرد.
وقتی شعار
"مرگ بر خامنه
ای" سر دادند
خيابان از
غريو غرش اين
مردم غيور و
جان برکف و
شجاع می لرزيد.
تمام خيابان
های اطراف
انقلاب پر از
جمعيت بود و
در خود خيابان
اصلی انقلاب
لبريز از پليس
های مختلف از
هر نوع و هر
ارگان در لباس
هايی به رنگ
های سبز
زيتونی، سبز
کم رنگ تر،
تکاوری پلنگی،
سياه، جليقه
دارها... خلاصه
مامورين همه
مسلح به اسلحه
های بزرگ
بودند و يک
سری اسلحه
هايشان شبيه
مسلسل بود. به
جز عده ء بی
شماری که در
خيابان ها و
ميدان ها
بودند تعداد
زيادی هم
نيروی
انتظامی و
ماشين های يگان
ويژه و هم
چنين امداد آن
جا بودند که
داخل شان پر
از مامور مسلح
بود.
خلاصه تهران
هم چنان در
دود و آتش بود...
پاينده
ايران
ستاره - تهران
18
تیر باشکوه!
گزارش
ارسالی برای
نشریه
دانشجویی بذر
-18 تیر
1388
چه
صلابتی دارد
این 18 تیر. همه
آمده اند.
جوان و پیر و
میانسال. نه
فقط در یک
خیابان؛ که
اینبار
آموخته اند از
روزهای پیش.
در هفت هشت
نقطه مرکزی
تهران
تظاهرات های توده
ای بر پاست.
سکوتی در کار
نیست. همه
شعار می دهند.
بعضی ها
الله اکبر می
گویند اما به
سرعت مرگ بر
دیکتاتور!
دولت کودتا
استعفا استعفا!
جانشینش می
شود. مرکز
درگیری ها چهارراه
ولی عصر
انقلاب است:
پارک دانشجو.
جمعیت متمرکز
و فشرده است و
گاردهای ضد
شورش با گازاشک
آور و باتوم
یورش می برند.
چهره ها خونین
است. جمعیت
مرتب از پیاده
رو به خیابان
و خیابان به
پیاده رو جا
به جا می شود.
ماشین ها مثل
دو هفته پیش
همه بوق می
زنند. بوق های
ممتد. باز هم
مشت ها در
آسمان است و دو
انگشت به
نشانه پیروزی
و همبستگی.
موج مردم از
همه خیابان
های اصلی به
سمت میدان
انقلاب و
دانشگاه
سرازیر است.
اینبار شعار
طولانی جدیدی
را به سبک
دوران انقلاب
57 همه می
خوانند:
محمود
خائن آواره
گردی/ خاک وطن
را ویرانه
کردی/ کشتی
جوانان وطن آه
و واویلا..... مرگ
بر تو! مرگ بر
تو.... مــــرگ
بــر تــــو!
گاز
اشک آور مثل
نقل و نبات بر
جمعیت می بارد
ولی باور
نکردنی است
انگار همه
عادت کرده
اند. حال
هیچکس به هم
نمی خورد. فقط
فورا آتشی
روشن می کنند.
بعضی ها دود
سیگار را به
چشم کنار دستی
می فرستند. در
تقاطع بلوار
کشاورز و
خیابان کارگر
هستیم. از
پایین گارد
ویژه به سمت
ما هجوم می
برد. شعار
گویان به سمت
بالا می دویم.
از طرف خیابان
فاطمی جمعیت
فشرده ای به ما
ملحق می شوند
و دوباره به
سمت پایین بر
می گردیم با
شعار: نترسین!
تنرسین! ما
همه با هم
هستیم!
خبری
از تیراندازی
در این قسمت
نیست. از بقیه جاها
هم هنوز خبری
در این مورد
نرسیده. چقدر
دختر! چقدر
مادر! در صف
اول. خشمگین و
شاداب و الهام
بخش! دوباره
به سمت ما
هجوم می برند.
اینبارلباس
شخصی ها را هم
آورده اند ولی
تعدادشان نسبت
به روزهای قبل
کمتر است و
مشخص است که
تحت تاثیر
افشاگری های
این سه هفته
در مورد جنایت
های بسیجی
هاست. به بعضی
از اینها لباس
فرم سپاه
پوشانده اند که
منظمتر به نظر
بیایند. حالا
با تعداد زیاد
و با موتور به
جمعیت حمله می
برند. چند صد
نفری وارد
بازارچه جنب
پارک لاله می
شوند که راه
در رو ندارد و
آنجا گیر می
افتند. همراه
با چند نفر از
روی نرده ها و
سیم خاردار می
پریم و وارد
محوطه پارک می
شویم. مقصد
خیابان امیرآباد
است. دارند از
نبش فاطمی
خیابان را می بندند
که جمعیت
امیرآباد به
جمعیت اطراف
پارک
نپیوندند.
امیرآباد
غلغله است. نبش
کوچه ای که
ندا در آنجا
جان باخت،
جمعیت ایستاده
اند و شعار
مرگ بر
دیکتاتور می
دهند. پیرمردی
که می گوید 80
سال دارد با
خوشحالی می
گوید دیگر کسی
نمی ترسد. همه
آمده اند.
اینها رفتنی اند.
ببین اینهمه
جمعیت ولی بر
عکس سال 57 یک
عمامه به سر
هم در میانمان
نیست! انتقام
خون ندا را
این مردم می
گیرند! راست
می گوید.
مردم
وضعیترا خوب
درک کرده اند.
ضعف و شکنندگی
رژیم را
دریافته اند.
دیگر هیچکس
نمی ترسد. پیر
و جوان شعار
می دهند.
محکمتر و
مصممتر از سه
هفته پیش.
خودرویی که در
آن خانواده ای
نشسته است و
بوق ممتد می
زنند به آهستگی
به سمت شمال
خیابان
امیرآباد در
حرکت است. پسر
خانواده سرش
را بیرون
آورده و به
مردم می گوید:
باز هم می
خواهید
مسالمت آمیز
مبارزه کنید!
نمی بینید که
اینها اسلحه
دارند! خواهرش
هم با شعار
مرگ بر
دیکتاتور
همراهیش می
کند!! تنها عکس
العمل من
تکرار شعار با
آنان و بالا
بردن مشت است.
خود
را سریعا به
اینترنت می
رسانم و این
گزارش را می
نویسم. امشب
خیلی داغ
خواهد بود.
شعارها بر بام
ها غوغا خواهد
کرد. زخمی ها و
دستگیری ها هم
کم نیست. هنوز
هوا تاریک
نشده، ایست
های بازرسی را
در گوشه و
کنار گسترده
اند با بسیجی های
یونیفرم پوش.
به خیال خود
می خواهند
ارعاب کنند و
به مردم حالی
کنند که وضع
فوق العاده
است! چه حماقتی!!
این هزاران
هزار مردمند
که امروز با
حضور قدرتمند
خود در خیابان
ها به رژیم
حالی کردند که
هوا پس است! از
بقیه شهرها
هنوز خبری ندارم.
ولی بدون شک 18
تیر امسال در
تهران، یک
واقعه به شدت
تاثیرگذار بر
روند تحولات
جاری خواهد
بود. بدون شک.■
تظاهرات
۱۸
تیر در اصفهان
: ۳۰۰
نفر دستگیر
شدند
اخبار
روز:
روز ۱٨
تیر، دهمین
سالگرد یورش
ماموران حکومت
به خوابگاه
دانشجویان،
در شهر اصفهان
نیز تظاهرات
پراکنده ای
صورت گرفت.
بنا به گزارش
ها در این
تجمعات حدود
سیصد نفر
دستگیر شدند.
امروز صبح
خانواده های
بازداشت
شدگان در برابر
بازداشتگاه
پلیس امنیت
اخلاقی تجمع
کردند و
هنگامی که
صدای جوانان
بازداشت شده
از داخل
بازداشتگاه
به گوشش
رسیدند که
درخواست آب می
کردند،
خانواده ها به
اعتراض
برخاستند و با
سنگ به درب
بازداشتگاه
کوبیده و
فریاد الله
اکبر سر
دادند. آن ها
خواستار
رسیدگی به وضعیت
بازداشت
شدگان شدند.
یگان ویژه ی
مستقر در
بازداشتگاه،
خانواده ها را
متفرق کرده و
دیگر اجازه ی
تجمع در مقابل
بازداشتگاه
را به آنان
نداد.
اکونومیست:
دانشجویان
شورشی زیر
زمینی می شوند
هفته
نامه اکونومیست چاپ
لندن در شماره
11 ژوئیه مطلبی
را به پیش بینی
روند تحولات
سیاسی ایران
در پی نا
آرامی های اخیر
اختصاص داده
است.
این
گزارش با
عنوان
"دانشجویان
شورشی ایران زیر
زمینی می
شوند" چاپ شده
و در آن آمده
است که اگرچه
در ظاهر امر،
وضعیت در
ایران به
شرایط عادی
باز می گردد،
اما ممکن است
اوضاع در زیر زمین
متفاوت باشد.
این
نشریه می
نویسد که با
وجود تجدید
سرکوب
دانشجویان
توسط نیروهای
امنیتی، آنان
در جستجوی راه
های
هوشمندانه ای
برای ادامه
تلاش در راه
دسترسی به
دموکراسی
هستند اما
چنین اقدامی
مستلزم
مبارزه ای سخت
است زیرا دولت
تقریبا تمامی
روزنامه
نگاران
خارجی، به
استثنای
معدود
خبرنگاران
آژانس های
خبری، را از
ایران اخراج
کرده، وبسایت
هایی مانند بی
بی سی و فیس
بوک را مسدود
کرده و سیستم
مبادله پیامک
گاه در دسترس
است و گاه
نیست با این
هدف که مجاری
ارتباطی قطع
شود.
اکونومیست می
افزاید که
دولت گاه به
گاه تعطیل
عمومی اعلام
می کند و به
مردم می گویند
تا به دلیل
خطرات ناشی از
آلودگی هوا،
به خیابان ها
نیایند، لباس
شخصی های
دولتی
رهگذران، به
خصوص جوانان
را در چهار
راه ها متوقف
و آنان را
تفتیش و برگه
هویتشان را
بازبینی می
کنند، ارتباط
بین تهران و سایر
شهرهای این
کشور با
اختلال مواجه
است و گفته می
شود دهها تن
از دانشجویان
در شهر اصفهان
بازداشت شده
اند.
در
ادامه این
مطلب آمده که
دولت،
دانشگاه تهران
را، که محل
آغاز انقلاب
سال 1979 (1357) بود،
بسته و ماه
گذشته این محل
شاهد برخورد
خونین پلیس با
دانشجویان
بود و در حال
حاضر هم،
ماموران امنیتی
با چهره هایی
مانند سنگ در
برابر در
ورودی دانشگاه
قراول می دهند
و به درهای
دیگر دانشگاه
هم قفل زده
اند و تنها به
معدود معلمان
و استادان
مورد علاقه
مقامات اجازه
ورود و خروج داده
می شود.
اکونومیست می
نویسد که
امتحانات
نهایی
دانشگاه
تهران تا
پائیز به
تعویق افتاده
و دیوار نوشته
های حمایت از
میر حسین موسوی،
نامزد معترض
انتخابات، از
دیوار ها پاک
شده و جای آن
را یک نقاشی
سفارشی دولت
شامل تصویر
مجسمه آزادی
گرفته که به
سوی زنان و
کودکان بی
پناه سنگ
پرتاب می کند،
و البته درهای
سایر مراکز
علمی تهران،
مانند
دانشگاه امیر
کبیر و شریف
هم قفل شده
است.
دانشجویان
در مسیر جنبش
زیر زمینی
این
هفته نامه می
افزاید که
بسیاری از
دانشجویان
معتقدند که
همه چیز از
دست رفته و به
نقل از یک
دانشجوی
دانشگاه شهید
بهشتی می
نویسد "اول
کار، عصبانی
بودم، بعد
سرخورده شدم و
حالا فقط
احساس تهی
بودن می کنم" و
یکی از فارغ
التحصیلان
تازه دانشگاه
شریف هم گفته
است که او و
همکلاسی هایش
امیدشان را از
دست داده اند.
به
نوشته اکونومیست،
بدتر از همه
اینکه نوعی
رعب روانی است
که فضا را پر
کرده و از
آنجا که شمار
قابل توجهی از
دانشجویان به
عنوان پاداش
خدمت در بسیج
به دانشگاه
راه یافته
اند، محیط
دانشگاهی پر
از خبرچین های
رژیم است و به
همین دلیل، دانشجویان
از گفتگو با
خارجیان هراس
دارند و بعضی
حتی از نگاه
کردن به آنان
هم بیم دارند.
در
ادامه این
گزارش آمده
است که دولت
هم با تهدید
به توسل به
استفاده از
تهاجم مرگبار
در مقیاس
گسترده، بر
اعصاب جوانان
اثر گذاشته و
مقامات هم
اذعان کرده
اند که تا
کنون ده تا بیست
نفر را کشته
اند و به گفته
مبارزان حقوق بشر،
در سراسر
ایران، بیش از
دو هزار نفر،
از جمله صدها
تن از افراد
سرشناس نزدیک
به میرحسین
موسوی، محمد
خاتمی و اکبر
رفسنجانی، که
در برابر
محمود احمدی
نژاد و مرشد
او، آیت الله
علی خامنه ای،
مقاومت می
کنند، به زندان
انداخته اند.
اکونومیست می
نویسد که در
این شرایط،
حرکت سیاسی
دانشجویان به
تدریج
زیرزمینی می
شود و گروهی
از معترضان که
در صدد هستند
این مشعل را
همچنان فروزان
نگاه دارند،
یادآور می
شوند که
انقلابیون سال
1979 هم تا زمان
سقوط شاه،
کمابیش به مدت
یک سال به مقابله
با نیروهای
دولتی و
درگیری های
پراکنده ادامه
دادند.
این
هفته نامه
گزارش می کند
که این روزها،
معترضان روی
اسکناس ها
شعارهای ضد
حکومتی می نویسند
و شبها، رنگ
سبز بر سطح
خیابان می
پاشند و از
آنجا که
ماموران
دولتی فروش
این رنگ را
زیر نظر
دارند،
معترضان با مخلوط
کردن رنگ های
آبی و زرد،
رنگ سبز می
سازند.
اکونومیست می
نویسد که
اینگونه
فعالیت ها تا
کنون ضربه قابل
توجهی وارد
نساخته و به
ظاهر، زندگی
روزمره در
تهران به حالت
عادی باز می
گردد اما در زیر
این سطح
ظاهری، بازی موش
و گربه جریان
دارد، دولت
همچنان نسبت
به از سر گیری
تظاهرات
بیمناک است و
فرا رسیدن چهلمین
روز قتل ندا
آقا سلطان،
نماد مبارزات
اخیر، می
تواند بهانه
خوبی برای
چنین
تظاهراتی باشد.
این
هفته نامه می
افزاید که در
تهران هنوز هم
ایمیل هایی
حاوی دعوت به
تظاهرات رد و
بدل می شود و
اگرچه
اعتراضات
خیابانی کاهش
یافته، اما
تمام نشده و
جو ایران،
برای دانشجویان
و سایر
شهروندان، جو
"صبر و
انتظار" است.
کانادا
کاردار ایران
را فراخواند

مازیار
بهاری در
اواخر خرداد
ماه بازداشت
شد
دولت
کانادا از
احضار کاردار
ایران در شهر
اوتاوا و
اعتراض این
کشور به
بازداشت
مازیار بهاری،
فیلمساز و
روزنامه نگار
ایرانی-کانادایی
خبر داد.
آقای
بهاری که به
عنوان
خبرنگار هفته
نامه آمریکایی
نیوزویک در
ایران فعالیت
می کرد، در اواخر
خرداد ماه
(نیمه دوم
ژوئن) و در پی
شدت گرفتن
اعتراض ها در
ایران به نتیجه
انتخابات
ریاست جمهوری
بازداشت شد و
لارنس کنون،
وزیر خارجه
کانادا در
بیانیه ای علاوه
بر اعلام خبر
احضار کاردار
ایران، از ادامه
بازداشت این
خبرنگار
ابراز نگرانی
نمود.
وزیر
خارجه کانادا
در بیانیه خود
اعلام کرد بهرام
قاسمی،
کاردار ایران
در پایتخت
کانادا به
وزارت خارجه
را فراخوانده
و "درخواست
کانادا برای
فراهم کردن
فوری امکان
دسترسی مقام های
کنسولی
کانادا در
ایران به او،
بهره مند شدن
این خبرنگار
از کلیه حقوق
و حمایت های
قانونی، و
اعلام صریح
اتهام هایی
مطرح شده علیه
او را دوباره
مطرح کرد."
وزیر
خارجه کانادا
همچنین در
بیانیه خود
بار دیگر از
"بی اعتنایی
مصرانه ایران
به موارد
بنیادین حقوق
بشر از جمله
آزادی بیان که
بی توجهی به
آن تعمدا ادامه
دارد" ابراز
نگرانی کرد.
اطلاعیه
وزارت خارجه
کانادا در
شرایطی منتشر
شده که سایت
این
وزارتخانه با
تاکید بر این مسئله
که ایران
تابعیت
کانادایی
شهروندان خود
که از تابعیت
دوگانه
برخوردارند
را به رسمیت
نمی شناسد، شهروندان
کانادایی را
از "کلیه
سفرهای غیرضروری
به ایران" بر
حذر داشته
است.
با
این حال وزیر
خارجه کانادا
در بیانیه خود
تاکید کرده که
کانادا به
تلاشهای خود
جهت تحت فشار
گذاشتن ایران
برای انجام
اقدامی که به
حل مسئله آقای
بهاری منجر
شود، ادامه
خواهد داد.
بیانیه
وزارت خارجه
کانادا در
شرایطی منتشر شده
که برخی
سیاستمداران
خارج از دولت
این کشور هم،
مقام های
دولتی کانادا
را برای انجام
اقدامی جهت
آزادی آقای
بهاری تحت
فشار گذاشته اند.
از
جمله جک
لیتون، رهبر
حزب
دموکراتیک
نوین (NDP)
کانادا با
انتشار
بیانیه ای در
روز پنجشنبه دهم
ژوئیه، حادثه
قتل زهرا
کاظمی، دیگر
خبرنگار
ایرانی-کانادایی
(در سال 2003) را
یاد آور شد و نوشت:
"دولت کانادا
تا زمانی که
از آزادی و
امنیت آقای
بهاری مطمئن
نشده نباید
دست از تلاش
بکشد."
خانم
کاظمی که در
هنگام مرگ 54
سال سن داشت،
به دلیل عکس
برداری در
اطراف زندان
اوین بازداشت شد،
و در هنگام
بازداشت در
زندان اوین به
قتل رسید.
قتل
این خبرنگار
باعث ایجاد
تنشی طولانی
مدت در روابط
ایران و
کانادا شد.
"بلبل پر
بسته ز کنج
قفس
درآ
نغمۀ
آزادی نوع بشر
سرا
وز
نفسی عرصۀ این
خاک توده را
پر
شرر کن"
راهپیمایی
در حمایت از
خیزش مردم
ایران علیه رژیم
ارتجاعی
جمهوری
اسلامی!
نزدیک
به یک ماه از
خیزش گستردۀ توده
های تحت ستم
ما، علیه رژیم
ارتجاعی جمهوری
اسلامی
میگذرد.
خیزشی که
خواب از چشم
مرتجعین حاکم
ربوده است.
دژخیمان نیز
برای مقابله
با خیزش
میلیونی توده
ها، متوسل به
نیرویهای
سرکوبگرشان
شده اند.
ایرانیان
مبارز و
آزادیخواه!
این
وظیفۀ همۀ
ماست که اجازه
ندهیم تا
ارتجاع حاکم
به مقاصد پلید
خویش که همانا
قلع و قمع مبارزات
حق طلبانۀ
جاریست، دست
یابد. این
وظیفۀ همۀ
ماست که اجازه
ندهیم
دژخیمانِ
رژیم، خون
زنان و مردان
میهنمان را در
زندانها جاری
کنند.
هم
میهنان
آزایخواه!
بدین
منظور راهپیمائی
ای از سوی
جمعی از
نیروهای
انقلابی و
کمونیست
سازمان داده
شده و از شما
می خواهیم تا
به صفوف ما
بپیوندید و
بدینگونه
حمایت خود را
از میلیونها
انسانی که
برای رهایی
خود علیه رژیم
ارتجاعی و
پوسیده
جمهوری
اسلامی مبارزه
میکنند،
اعلام کنیم.
زمان
و مکان: London
12
جولای 2009 ساعت 4
بعدازظهر
شروع
راهپیمایی
میدان ترافال
گار (روبری نشنال
گالری) به طرف
سفارت جمهوری
اسلامی
Trafalgar Square
نزدیکترین
ایستگاه
آندرگراند
Charing Cross
مرگ بر
جمهوری
اسلامی!
اوباما:
قرار نیست تا
ابد برای
ایران صبر
کنیم
۱۳۸۸/۰۴/۱۹
رئیس جمهور
ایالات متحده
روز جمعه در
پایان اجلاس
گروه هشت در
ایتالیا
اعلام کرد که
جامعه بینالملل
Ğقرار نیست تا
ابد صبر کندğ
تا شاید ایران
ثابت کند که
به تسلیحات
اتمی علاقهای
ندارد.
این
گفته باراک
اوباما
تأییدی است بر
موضع نیکلا
سرکوزی، رئیس
جمهور
فرانسه، که
روز چهارشنبه
از طرف گروه
هشت به ایران
تا ماه
سپتامبر مهلت
داد تا مذاکره
درباره
برنامه هستهای
خود را بپذیرد
یا با تحریمهای
سختتر روبهرو
شود.
آقای
اوباما در
نشست خبری خود
در پایان
اجلاس گروه
هشت اعلام کرد
که Ğدقیقاً به
آنچه میخواستیم
رسیدیم.
بیانیهای در
محکومیت
اقدامات
ایران به
دنبال اعتراض
مردم این کشور
به نتیجه
انتخابات
ریاست جمهوریğ
پس از برگزاری
انتخابات
خرداد ۸۸ و با
اعلام نتایج
این انتخابات،
محمود احمدینژاد
از سوی شورای
نگهبان و
وزارت کشور
خود پیروز
اعلام شد.
اعلام نتایج
انتخابات
اعتراض دو
نامزد اصلاحطلب
رقیب و همچنین
شمار گستردهای
از هواداران
آنها را به
دنبال داشت و
برخی تجمعات
اعتراض و
مسالمتآمیز
آنها با دخالت
نیروهای
نظامی و انتظامی
و لباس شخصیها
به خشونت
کشیده شد.
هشت کشور
صنعتی که در
شهر
لاکوئیلای
ایتالیا گرد
هم آمده بودند
در بیانیه خود
همچنین موضعشان
را در قبال
برنامه هستهای
ایران اعلام
کردند و
گفتند: Ğما
عمیقاً امیدواریم
که ایران این
فرصت را مغتنم
شمارد و به
دیپلماسی بخت
(دیگری) بدهد.ğ
ویلیام برنز،
معاون وزیر
خارجه
آمریکا، که خود
در وین در گفتوگوهای
۱+۵
درباره
برنامه هستهای
ایران شرکت
داشت از لحن
بیانیه گروه
هشت استقبال
کرد و گفت: Ğبه
نظر من این
بیانیه
قدرتمند و
نمایانگر حس
واقعی اضطرار
در همه ماست.ğ
رئیس جمهور
آمریکا در
مورد مهلتی که
گروه هشت به
جمهوری
اسلامی داده
است گفت که
کشورهای غربی
واکنش ایران
را در اجلاس
گروه بیست که
در ماه
سپتامبر
برگزار میشود
بررسی خواهند
کرد.
باراک اوباما
این زمانبندی
را چنین توضیح
داد که Ğجامعه
بینالملل به
ایران میگوید
دری هست که میتوانید
از آن رد شوید
و تنشها را
کاهش دهید و
به جامعه
جهانی
بپیوندیدğ.
آقای اوباما
گفت: Ğما قرار
نیست تا ابد
صبر کنیم و
اجازه دهیم که
[ایران]
تسلیحات هستهای
بسازد... و یک
روز صبح از
خواب بیدار
شویم و خود را
در موقعیتی
بسیار بدتر
بیابیم.ğ
آنگلا مرکل،
صدراعظم
آلمان، نیز در
پایان این
اجلاس در مورد
سرکوب مردم
معترض به
نتیجه
انتخابات در
ایران گفت: Ğما
با ایران
انتقاد شدیداللحن
خود را در
مورد نادیده
گرفتن حقوق
مردم مانند حق
تجمعات در
میان گذاشتهایم.
همچنین بار
دیگر از آنها
خواستهایم
که برنامه
هستهای خود
را متوقف کنند
و با جامعه
بینالملل
وارد مذاکره
شوند.ğ
در همین زمینه
روز پنجشنبه
کمیسر روابط
خارجی
اتحادیه
اروپا نیز اشاره
کرد که جامعه
بینالملل در
مورد موضع خود
در قبال
جمهوری اسلامی
یکپارچه و
متحد است و
Ğاگر میخواهیم
به ایران نشان
دهیم که نباید
پای خود را از
حدی فراتر
بگذاردğ وضع
تحریمهای
بیشتر را
بررسی خواهد
کرد.
اتحاديه
اروپا به
ايران: يا گفتوگو
بر سر
انتخابات، يا
بررسی تحريم
بيشتر، راديو
فردا
کميسيون
روابط خارجی
اتحاديه
اروپا روز پنجشنبه
اعلام کرد در
صورتی که ايران
راه حل گفتوگو
برای حل مسئله
نتيجه
انتخابات را
رد کند، اين
اتحاديه وضع
تحريمهای
بيشتر را
بررسی خواهد
کرد.
بنيتا
فررو
والدنر،
کميسر روابط
خارجی اتحاديه
اروپا، که
برای حضور در
سازمان ملل در
نيويورک به سر
میبرد به
خبرنگاران
گفت: Ğاگر [در
جهت حل مسئله
انتخابات]
اتفاقی
نيفتد، راه حل
تحريمهای
بيشتر و تشديد
تحريمهای
گذشته بار
ديگر در
اتحاديه
اروپا مطرح خواهد
شد.ğ
اين
تازهترين
واکنش
اتحاديه
اروپا به
نتيجه
انتخابات
رياست جمهوری
در ايران است
که از جمله به
بازداشت ۹
کارمند
ايرانی سفارت
بريتانيا در
تهران به
اتهام دخالت
در ناآرامیها
نيز انجاميد.
روز
سهشنبه
گذشته نيز
سفرای سه کشور
اروپايی با
حضور در وزارت
امور خارجه
ايران
خواستار
آزادی آخرين
نفر از اين
کارمندان
شدند که همچنان
در بازداشت به
سر میبرد.
مديران
کل سياسی
وزارتخانههای
امور خارجه ۲۷
کشور اروپايی
نيز در نشست
هفته گذشته
خود در جزيره
کورفو در
يونان اعلام
کردند که
پيشنهاد
بريتانيا مبنی
بر فراخواندن
تمام سفيران
کشورهای عضو اتحاديه
اروپا را در
دستور کار
دارند.
خانم
فررو والدنر
اشاره کرد که
جامعه بينالملل
در مورد موضع
خود در قبال
جمهوری اسلامی
يکپارچه و
متحد است و
Ğاگر میخواهيم
به ايران نشان
دهيم که نبايد
پای خود را از
حدی فراتر
بگذاردğ وضع
تحريمهای
بيشتر را
بررسی خواهد
کرد.
بررسی Ğعدم
صدور ويزا
برای مقامات
ايرانیğ در اتحاديه
در
همين زمينه
روزنامه
فايننشال
تايمز چاپ آلمان
نيز گزارش
کرده است که اتحاديه
اروپا قرار
است امروز
جمعه راه حل
منع سفر
مقامات
ايرانی به
اروپا را
بررسی کند.
اين
روزنامه به
نقل از
ديپلماتهای
اروپايی در
استکهلم که به
نام آنها
اشارهای
نشده است میگويد
در صورت تصويب
اين راه حل
کشورهای عضو
اتحاديه
اروپا Ğتا
اطلاع ثانوی
برای ديپلماتها
و وابستگان
دولت ايران
ويزا صادر
نخواهند کردğ.
کشور
سوئد که هماکنون
رياست دورهای
اتحاديه
اروپا را بر
عهده دارد
پيشتر به جمهوری
اسلامی هشدار
داده بود که
در صورت آزاد
نشدن کارمند
سفارت
بريتانيا اين
اتحاديه Ğآماده
دست زدن به
اقدامات لازمğ
است.
در
حالی که
نيروهای
امنيتی و
انتظامی
جمهوری اسلامی
به سرکوب
معترضان به
نتيجه
انتخابات
رياست جمهوری
ايران در
تهران و ديگر
شهرها ادامه میدهند،
کشورهای غربی
و بهويژه
آمريکا و
اتحاديه
اروپا بارها
از دولت جمهوری
اسلامی
خواستهاند
به آزادی
عقيده و بيان
و همين طور آزادی
تجمعات
احترام
بگذارند.
اين
در حالی است
که آيتالله
علی خامنهای،
رهبر جمهوری
اسلامی، به
اين کشورها
هشدار داده
است که از
Ğدخالتğ در
ايران پرهيز
کنند.
رهبر
جمهوری
اسلامی که
انتخابات
اخير را سالم
خوانده و
حمايت قاطع
خود را از
محمود احمدینژاد
اعلام کرده است،
روز دوشنبه
گفت: Ğما
اظهارات و
رفتارهای مداخلهجويانه
اين دولتها
را محاسبه
خواهيم کرد و
قطعاً در
آينده روابط
جمهوری
اسلامی ايران
با آنها تاثير
منفی خواهد
داشت.ğ
بيانيه
حدود ۶۰۰ تن
از فعالان
جنبش زنان: به سرکوب
زنان و مردان
ايران پايان
دهيد، کليه بازداشت
شدگان را آزاد
کنيد، تغيير
برای برابری
تغيير
برای برابری -
بيانيه زير را
فعالان جنبش
زنان با توجه
به محدوديت
های ارتباطی
کنونی امضا
کرده اند ممکن
است بسياری
هنوز اين بيانيه
را نديده
باشند. به
همين دليل در
چند مرحله
امضا منتشر شد
.
آمار
های متعدد از
تعداد
کثيربازداشت
شدگان خبر می
دهند که هنوز
به رغم آزادی
برخی از آنها
تعداد زيادی
در بند هستند .
از ميان
فعالان جنبش
زنان ژيلا بنی
يعقوب ، مهسا
امرآبادی و شيوا
نظر آهاری
همچنان در
زندان هستند،
از ميان وکلای
مدافع حقوق
بشر
عبدالفتاح
سلطانی، محمد
علی دادخواه ؛
کامبيز
نوروزی و...نيز
در زندان اند.
کاوه مظفری هم
مجددا امروز ۱۸
تيرماه توسط
لباس شخصی ها
بازداشت شد.
برخی از
بازداشت
شدگان کنونی
پيشتر برای
بازداشت شده
گان پيشين
امضا کرده
بودند.
به
سرکوب زنان و
مردان ايران
پايان دهيد
کليه
بازداشت
شدگان را آزاد
کنيد
انتخابات
غير دمکراتيک
دهمين دوره
رياست جمهوری
گرچه از
پراقبال ترين
انتخابات اين
دوره برای
ايجاد تغيير
مسالمت
جويانه بود،
آنچه در پی آن
آمد اعتراض
همگانی را
برانگيخت.
طيف
وسيعی از
فعالان جنبش
زنان، در
کمپين ها و
گرايشات
مختلف، در
کنار فعالان
دانشجويی،
کارگری، مدنی
و سياسی،
قوميتی،
روزنامه
نگاران، و... در
انتخابات
شرکت کردند تا
به دولت تبعيض
نگر "نه"
بگويند، و
خواهان رفع
تبعيض های
جنسيتی عليه
زنان شوند.
اميد
به تغيير
وضعيت،
ميليون ها زن
و مرد را به
پای صندوق های
رای کشاند،
اما نتيجه
شمارش آرا اين
اميد را به
ياس بدل کرد و
اعتراض
گسترده ی
مردمی را
برانگيخت.
اعتراضی که
پاسخ حاکميت
به آن خشونت
عريان، ضرب و
شتم ومجروح
کردن و کشتن
شهروندان
عادی، بازداشت
فعالان و
وکلای حقوق
بشر، فعالان
سياسی و مدنی،
روزنامه
نگاران،
فعالان دانشجويی
و قوميتی و...
بود.
دامنه
خشونت های
خيابانی توسط
نيروهای سرکوبگر،
اعم از آمر و
عامل، بار
ديگر دانشگاه
ها و خوابگاه
های دانشجويی
را به خاک و
خون کشيد تا
خاطره تلخ ۱۸ تير
کوی دانشگاه
در ذهن خسته
از خشونت
ايرانيان
انعکاسی
پايان ناپذير
يابد. خبر ها
حاکی از آن
است که تعداد
قابل توجهی از
دانشجويان دختر
و پسر در
شهرهای مختلف
ايران کشته،
مجروح، بازداشت
و/يا مفقود
الاثر شده
اند.
قطع
همه مسيرهای
تلفنی و
اينترنتی در
کنار موارد
بالا، دسترسی
نسبتا آزاد به
اطلاعات و
ارتباطات را
به حداقل
رسانده و باعث
افزايش تشويش
اذهان عمومی
شده است.
حاکميت با در
دست داشتن مهم
ترين رسانه
ها، به ويژه
صدا و سيما،
منتقدان و
معترضان به
اقدامات قهری و
تماميت
خواهانه خود
را اغتشاش طلب
و اراذل و
اوباش می
خواند و خشم
مردم را دامن
می زند. در عين
حال، همچنان
با ناديده
گرفتن حقوق
مردم بيشترين
خشونت را به
انواع مختلف
به آن ها
اعمال می کند.
ما،
جمعی از
فعالان جنبش
زنان، ضمن
محکوم کردن
تمامی
اقدامات
خشونت بار و
تحقير آميزی
که در اين سال
ها عليه زنان
و مردان ايران
و در جهت سرکوب
آن ها صورت گرفته
است و می
گيرد، با
تاکيد بر
تداوم تلاش برای
احقاق خواسته
های جنبش زنان
که نقش مهمی در
اين سال ها در
افزايش آگاهی
و مبارزات
مدنی داشته
است، همبستگی
خود را با
معترضان به
نتايج
انتخابات
اعلام می
داريم، و
خواستار آزادی
بی قيد و شرط
بازداشت
شدگان چند
روزه اخير، و
تامين وتضمين
آزادی های
مدنی و سياسی در
ايران هستيم.
بيست و نه
خرداد ۱۳۸۸
اسامی کامل
امضا کنندگان
آرزو
حسينی ، آرش
ضيايی ، آرش
انواری، آرش
نصيری، آرش
نصيری
اقبالی، آرش
مهدوی، آريا
مهدوی،آزاده
اميری، آزاد
مراديان،
آزاده خسروشاهی،
آزاده
فرامرزيها،
آزاده نعمتی،
آزيتا شرف
جهان، آسيه
امينی، آنوشا
شهسواری،
آيدا سعادت،
آيدا کريمی،
آينده آزاد،آمنه
شيرافکن،
آذرخش صادق
زاده، آينا قطبی
يعقوبی،آدرينه
صفاريان،
آدلين کارزی، آذر
حامو، آرش
حافظی، آزيتا
ايرانی، آنا
نوری، آيدا
خمان، آيدا
شاهرخ شاهی،
آيدا کريمی، آيدا
ورشويی، ابرا
سامی،
ابراهيم
طاهری،
احترام
شادفر، احسان
نجف زاده،
احمد بيگلو
،احمد صادقی،
اخوان، اشکان
ضيايی اشکان
مسيبيان،
اعظم ابطحی،
افرا شکرلو،افسر
قلعه
مياندوابی،
اکرم خير
خواه، اکرم
سلح جو، الناز
انصاری، الهه
امانی، اميد
حسين زاده،
اميد
کلانتری،
امير رشيدی،
ايليا
ماهان،اکرم
مينويی،
افشين زمانی،
اکرم مصباح،
البرز محبوب
خواه، الناز
بابايی،
الناز محمدی،
الهام
قيطانچی،
الينا کامران،
اميد کوهی،
امين حصوری،
بابک
غياثی، باربد
گلشيری،
باوند بهپور،
بلال
مرادويسی،
بهاره هدايت،
بهجت حسينی،
بهرام زنگنه،
بهروز صحت لو،
بهرنگ شاهين
فر، بهزاد نيک
فر، بهزاد
خوشحالی،
بهمن احمدی
امويی، بهمن
صحت لو، بهناز
شکاريار،
بيتا
طاهباز،بيژن
مشاور، بهاره
علوی، بهناز
يوسفی، بهنام
امينی، بهزاد
خوشحالی،
بهزاد شمس،
بهزاد
هوشمندی،
بهناز مهرانی،
بهنام
سلطانی، بيژن
سيادت،
پرتو
نوری اعلا،
پرستو اله
ياری،پروشات
شکرلو، پروين
اردلان،پروين
دانا،پروين
ذبيحی،پروين
ضرابی، پريا نعمتی،
پريسا ربيعی،
پريسا
کاکائی، پويا
حبيب خوانی،
پويا عزيزی،
پرستو علايی،
پرنازعظيما،
پروشات
علايی،
پرينوش
کريمی، پريسا
انصاری،
پريسا
جعفريان،
تارا
آغداشلو،
تارا
نجداحمدی،
ترانه بنی
يعقوب، ترانه
صادقيان ،
ترگل مصباح، تهمينه
باستانی،
تينا فصيح،
ثريا
قزل اياغ،
ثريا فلاح،
جمشيد
آيين دار،
جميله هاشمی،
جواد صفوی زاده،جلوه
جواهری، جواد
صفری زاده،
جواد مهدوی،
حسن
ماهان، حسن
قمی، حسن نايب
هاشم، حسين
صحت لو، حسين
فصيحی، حسين
لاجوردی، حشمت
صفايی، حميد
ساغی،حميده
نظامی، حامد
صادقی، حسين
قاضيان، حامد
سلطان، حسن
عزبزاده حجازی،
حسن کنگرلو،
حميد ايرانی،
حميد رضا عسگری
نژاد،
خالد
توکلی، خديجه
مقدم، خسرو
تجربه کار، خشايار
جهانيان،
خديجه مقدم،
داريوش
حببی خانی،
داود داوودی ،
دکتر هوشنگ سبحانی،
دلارام علی،
دياکو مرادی
راحله
حسينی، راضيه
نعمتی،
راميار
منوچهر زاده،
ربابه عظيمی،
رزيتا شرف
چهان، رضا
افتاده، رضا
رازی، رضا
يزدی زاده
مطلق، رضا
ماهان، رضا
نعمتی،
رکسانا
ستايش، رعنا
هاشمی، روجا
بندری، روحی
افسر، روشنک
قريشی،رويا
درشتی، رويا
صحرايی ، رويا
کاشفی، رويا
محمدی، رضوان
مقدم، روزبه
ميرچرخچيان،
راحله عسگری
زاده، رامين
امن گستر، رامين
ناصح، رزا
حسامی، رزيتا
رجايی، رزيتا
رجايی، رضا
شاهرخ شاهی،
رضوان مقدم،
روجا تفرجی،
روحا
هرمزبانون،
رويا کاشفی،
ريحانه رجايی،
زارا
امجديان،
زانيار
مراديان،
زويا اسکندريان،
زهرا فتا،
زهرا محمدی،
زهرا نبوی،
زهره ارزنی،
زهره اسد پور،
زهره امين،
زهره عراقی،
زينب
پيغمبرزاده،
زينت مقدم،
زيبا مرندی،
ژاله
سالاری، ژيلا
بنی يعقوب،
ژاله کامل، ژينا
مدرس گرجی،
سارا
اسديان، سارا
صباغيان،
سارا محمدی،
سامان شاه
محمدی، سپهر
ساغی، ستاره
دباغ، ستاره
سجادی، سجاد
سلطان زاده،
سحر سجادی،
سحر صنيعی،
سعيد موسوی،
سعيده هاتف،
سمانه عابدينی،
سعيد عبدی،
سمانه فريد،
سمانه موسوی،
سميرا افخمی،
سميه رشيدی،
سميه فريد، سودابه
سيرجانی،
سوزان ذاکر،
سوسن
طهماسبی، سولماز
احمری، سهراب
کريمی، سهراب
مهدوی، سهيلا
مرعشی، سياوش
منتظری،
سيمين
بهبهانی،
سيمين مرعشی،
سوسن
محمدخانی
غياثوند،
سوسن نصيری، سونيا
غفاری، سهيلا
ستاری، سارا
ايمانيان، سامره
مرادی، ساناز
غلامی، ستاره
هاشمی، سعيد
صحرايی،
سمانه فدايی،
سورش دوانی،
سولماز
ايکدر،
سولماز
شکوهی، سونا
ياسمی، سينا
انصاری،
شقايق
درخشان، شهاب
الدين شيخی،
شهرام
آقامير، شهرام
شيدايی،
شهرزاد
جهانيان،
شهرزاد هاديان،
شهلا شفيق،
شيرين اردلان
، شيرين عبادی،
شيرين
فاميلی، شعله
ايرانی،
شورانگيز داداشی،
شهلا
انتصاری،
شيوا نجو،
شکوفه سخی، شهلا
لاهيجی، شيوا
بديهی نژاد،
سيما حسين
زاده، سميه جدی،
شهرزاد
قهرمان،
شهرزاد
مسعودی، شهلا
فروزانفر،
شهناز غلامی،
شيرين دليلی،
شيما کلباسی،
صبا
دباغ، صدف عدل
گستر، صديقه
مقدم، صفا پوينده،
صبری بهمنی،
صبريه نجفی،
صديقه فخرآبادی،
صفورا
نوربخش،
طاهره
ماشالله،
طلعت تقی نيا،
طاهره نجف زاده،
طليعه نجف
زاده، طيبه
نجف زاده،
عذرا
صمدی، عفت
ماهباز، علی
اخوان، علی
اکبر خسروشاهی،
علی صادقی،
علی طايفی،
علی عبدی، علی
مشمولی، علی
واعظی پور،
عاطفه
اسديان، عباس
ابراهيمی، علی
روح الهی، علی
عابدی، علی
محمدی، علی
هاشمی،
عليرضا
رهبری، علی
فتوتی، عاليه
مطلب زاده ،
علی نيکويی، عبداللطيف
عبادی، عشا
مومنی، عفت
گوهری، علی باريکانی،
علی اکبر خسرو
شاهی ، علی
رضا علايی،
علی قاسمی،
غزال
اميری، غزال
شولی زاده،
غزاله نيک
نيرويی،غزل
قهقايی،
فاطمه
شاه نظری،
فتانه عباسی
فر، فتانه
فراهانی ،
فخری شادفر،
فخری نامی،
فراز يکيتا،
فرانک فريد،
فرحناز
جمالی،
فرخنده
برکسه،
فرخنده
جبارزادگان،
فرزاد طلوعی،
فرزانه
طاهری، فرشاد
شعبانی،
فرشيد محمودی
تهرانی،
فرهاد داودی،
فريده جلالی،
فريده غائب،
فريده فرهنگ،
فريده مقدم،
فريده
ميرزايی،
فرين حسين
روحانيان،
فريناز
آزادفر،
فيروزه
مهاجر، فاخته
رازی، فاطره
رازی، فاطمه
خانی، فرحناز
محمدی، فردوس
شهبازی، فرزانه
فصيحی، فرشته
شيرازی،
فرشته فصيحی،
فرشته قاضی،
فروغ سميع
نيا، فرهاد
شهبازی، فرهنگ
نيک فر، فريبا
داوودی
مهاجر،
فريدون مهربان،
فريده جعفری،
فريده
يونسی،فرشته
قاضی، فاطمه
بهادری،
فاطمه خضری،
فرزاد
پورمرادی،
فرزانه دارابی،
فرزانه
محجوب، فرشته
شيرازی، فرناز
فلاحت
باسمنج،
فريده يزدی،
فريما کشاورز صفييی،
قدسی
سرمست،
کاظم
علمداری،
کامبيز
گرمستانی،
کاوه رضايی ،
کيوان اميری
الياسی،
کيومرث حکيم،
کاوه قاسمی
کرمانشاهی،
کاوه ماهان،
کبری کريمی، کاوه
آهنگری،
کلارا
مراديان،
کويستان
گادانی، کاوه
مظفری،
کتايون
بقايی، کيانا
کريمی
گلاله
بهرامی،
گلنازملک،
گيتا طاهباز،
گيتی خير
خواه،گلناز
بهگو، گلی
اريا، گيسو
جهانگيری،
ليلا
وثوقی، ليلا
هاشمی، ليلا
صحت، ليلی بهبهانی،
لادن
بازرگان،
لادن
لامناتی،
ليلا ايرجی
فر، ليلا
خاپور، ليلا
هاشمی، ليلی
تاجعلی،
مارال
فرخی، مجيد
ملکی ، محبوبه
کرمی ، مرضيه محجوبی،
مرضيه وفا
مهر، مريم
پناهی، مريم
حسين خواه،
مريم رضوی،
مريم زندی،
مريم مالک، مژگان
ثروتی، مسعود
شکری، مسعود
کرمی، مصطفی عبدی،
معصومه
پريدار،
معصومه
عراقی، معصومه
مسعودی، ملوک ملاحسينی،
مليحه
رزازان،
منصور
تيفوری، منصوره
شجاعی،
منصوره
مسعودی،
منوچهر فريد،
منيژه مرعشی،
مونا
عليخواه،
مهدی مجتهدی،
مهرانگيز
کار، مهرنوش
اعتمادی،
مهسا خيرالهی،
مهسا شکرلو،
مهشيد
جوانمرد،
مهين رضوی، مينا
زندی، مينا
کريمی، مينا
مانی، مارال
ابراهيمی،
مجيد محدوی،
محبوبه
عباسقلی
زاده، محمد
جعفری، محمد
رازی، محمد
رحمتی، محمد
ضيايی، محمود
شهبازی،
مرتضی صادقی،
مرضيه آريان
فر، مريم اقا
ربيعی، مريم
بهرمن، مريم
بهشتی، مريم
رحمانی، مريم
سطوت، مريم
فراهانی،
مريم ياسمين شيرازی،
مژگان
جعفريان،
مسعود حکمتی،
مونا فتا، مهدی
آقايی، مهدی
فتاپور، مهری
قلعه مياندوابی،
مهين خانبخش،
ميترا شجاعی،
ميثم رحمتی،منيره
کاظمی،
محبوبه محبی،
مريم امی،
مريم مجد،
مهناز
محمدی،مريم
حسينخواه،
مريم قنبری،
محسن مالجو،
محبوبه حسين زاده،
مهرداد
ترابی، مريم
کسايی، مريم
خدا رحمی،
مرضيه بخشی
زاده مرسده
هاشمی، مجيد
اينانلو،
محسن عيسی
پور، محمد
شوراب،
محمودی
احمدی، مرسده
هاشمی، مرضيه
بخشی زاده،
مريم پاک
نهاد، مريم
روزبهانی،
مريم شيرانی،
مريم کاظمی،
مريم معتمدی،
مريم هادی
زاده، مژده
کامل ، مسعود
خاکبازان، مسعود
رسا ، معصومه
مسعودی،
معصومه وطنی،
مليحه شريف
پور، منصور
تيفوری ،
منصوره
مسعودی، منظر
الف ، مهتاب
بارانی، مهدی
حيدری،
مهرداد حمزه ،
مهرداد
دادرسان،
مهری
معمارحسينی،
مهسا حاتمی
نژاد، مهناز
خزائی، مهناز
دشتی، مهين
شکرالله پور،
ميترا يوسفی،
ميثم طالبی،
مينا کريمی،
نادر
حاجی محسن،
نازلی فرخی،
ناصر کلانتری،
ناهيد جعفری،
ناهيد
کشاورز،
ناهيد ميرحاج،
نرگس خسروی،
نرگس طيبات،
نسترن موسوی،
نسرين ستوده،
نسرين
سياوشی،
نسرين صمدی، نسيم
خسروی مقدم،
نسيم
سرابندی،
نسيم سلطان بيگی،
نسيم کريمی،
نفيسه آزاد،
نگار نهاوندی،
نوشين احمدی
خراسانی،
نوشين خاکی،
نويد محبی ،
نيره توحيدی ،
نيکزاد
زنگنه،
نيلوفر انسان
، نيلوفر
کشميری،
نيلوفرگلکار،
، نرگس عاددی،
نرگس
کرمانشاهی،
نسيم سالاری،
نوا عليخانی، نوشين
پرند، نيک
دوره، نيما
قاسمی، نينا
وباب، نريمان
رحيمی، ناهيد
توسلی، نوشين
کشاورزنيا،
ندا رستم پور،
نرگس
خسروشاهی،
نسا حسينی، نسيم
کريمی، نيکی
ايرانی،
وجيهه
مقدم، وهاب
دوستی
دوکشکانی،
ويدا بيگلری،
وجيهه الزمان
معتمد
هايده
تابش، هدی
امينيان، هما
کاويانی، هما مداح،
هنگامه مشهدی
الاصل، هديه
رفيعی، هژير
پلاسچی،
ياسر
عزيزی، ياسمن
گرمستانی،
ياشار گرمستانی،
ياور
خسروشاهی،ويدا
قنبرپور، هدی
کيانی راد،
ياسمن دادور،
ياور خسرو
شاهی، يحيی
صوتی خيابانی
کانون
ره آورد ،
کميته زنان
کانون دفاع از
حقوق بشر در
ايران، کميته
گزارشگران
حقوق بشر
نمایشنامهٔ
شهر قصه با
شرکت مقام
معظم رهبری ...
http://www.youtube.com/watch?v=cIxAA5iJPTw
Saeed shayesteh - Iran- Atish events , Stockholm
http://www.youtube.com/watch?v=srM1nrLmcoQ
![]()
مجتبی
بمیری، رهبری
رو نبینی
خامنه
ای قاتله، ولایتش
باطله