نگذاریم دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی ایران به فراموشی سپرده شوند

 

در روزهای اخیر شاهد نمایش عظیم قدرت مردمی بودیم که اعتراض و خشم‌ سی ساله‌شان از بیداد جمهوری اسلامی را فریاد کشیدند، اما رژیم هم ساکت ننشست و از همان اولین روز، دستگاه سرکوب خود را به کار انداخت تا با کشتار ده‌ها نفر و دستگیری صدها نفر، آنان را خاموش کند.

خیزشی که گرچه در مخالفت با تقلب گسترده در انتخابات آغاز شده بود، با شجاعتی ستودنی می‌رفت که به مبارزه علیه کلیت جمهوری اسلامی و تمام جناح‌های آن تبدیل گردد. اما از همان آغاز، آن جناح‌هایی که می‌کوشیدند سوار بر این موج توده‌ای، سهم بزرگ‌تری از قدرت را به کف آرند، هراسان گشتند. چهره‌های بارزشان با "دعوت به رعایت قانون" ‌کوشیدند مانع رادیکالیزه شدن جنبش و سمت‌گیری آن به سوی براندازی جمهوری اسلامی شود. سرانجام نیز "رهبرشان" با تعبیر اختلافات خود با جناح حاکم به "دعوای خانوادگی"، مردمی را که جان بر کف به خیابان‌ها آمده بودند، تحقیر کرد و ثابت کرد که همه از یک "خانواده‌اند" و این مردم هستند که غریبه‌اند.

در این اعتراضات، ده‌ها تن کشته و صدها نفر دستگیر شدند.

این، اما، همه‌ی ماجرا نیست...

گرچه تعدادی از دستگیرشدگان با سپردن وثیقه‌ موقتاً آزاد شده‌اند، اما پرونده آنان هم‌چنان باز است و رژیم در فرصتی "مناسب" به محاکمه‌ی آن‌ها خواهد پرداخت.

طبق آخرین اخبار رسیده تعدادی از زندانیان سیاسی سابق به اتهام سازماندهی و تحریک مردم در تظاهرات خیابانی دستگیر شده‌اند.

و چه بسیار کسانی که در خطر بازداشت قرار دارند، زیرا رژیم در صدد است با تکیه بر نیروهای مزدور بسیجی خود و استفاده از فیلم‌ها و عکس‌هایی که از مردم در دست دارد، معترضان را شناسایی و دستگیر کند.

در همین فاصله کوتاه، اخبار زیادی نیز در مورد ضرب و شتم و شکنجه شدید دستگیرشدگان گزارش شده است.

هم اکنون، جنایت‌کارانی چون دری نجف آبادی، رئیسی و پورمحمدی که در کشتارهای وسیع دهه شصت زندانیان سیاسی و به ویژه جنایت ضد بشری کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ دست داشته‌اند، مسئول رسیدگی به وضعیت دستگیرشدگان اخیر شده‌اند.

نهادها، تریبون‌ها و روزنامه‌های رژیم پر است از نعره اتهام "مفسد فی‌الارض"، "ضد انقلاب"، "محارب" و... تا زمینه‌‌های لازم را برای اعدام دستگیرشدگان فراهم سازند.

گزارشات نگران‌کننده‌ای که هم اکنون از ایران می‌رسد، نشان می‌دهند که این دستگیرشدگان همانند تمام زندانیان سیاسی ایران، به ویژه زندانیان دهه شصت، تحت شکنجه و فشار قرار دارند؛ تعدادی از آنان تحت شکنجه‌های روحی و جسمی به نمایش‌های تلویزیونی کشانده شده‌اند تا به "جرم" ناکرده اعتراف و توبه کنند.

ما، زندانیان سیاسی سابق، که در دهه شصت سالیان زیادی را در سیاه‌چال‌های رژیم به سر بردیم و سفاکی و درنده‌خویی رژیم را با پوست و گوشت خود حس کرده‌ایم، این شرایط را به خوبی می‌شناسیم.

می‌دانیم اتهاماتی چون "مفسد فی‌الارض" و "ضد انقلاب" و... چه عواقبی در پی دارد؛

می‌دانیم "اعترافات تلویزیونی" تحت چه شرایطی گرفته می‌شوند و رژیم برای "ارشاد" مخالفان، از چه شکنجه‌های بی‌رحمانه‌ای بهره می‌گیرد؛

می‌دانیم شرایط زیست این تعداد زیاد دستگیرشدگان تا چه اندازه وخیم است.

 

مردم آزادی‌خواه!

 

۱۵ تیر ماه ۱۳۸۸

zsiyasi@googlemail.com

 

امضاکنندگان:

۱ - فریدون انجمن؛ ۲ - نازلی پرتوی؛ ۳ - منصور تبریزی؛ ۴ - رحمان درکشیده؛ ۵ - جواد محبی؛ ۶ - شهاب شکوهی؛ ۷ - ایرج مصداقی؛ ۸ - احمد موسوی؛ ۹ - اردوان زیبرم؛ ۱۰ - سیاوش سلطانی؛ ۱۱ - شهریار سلطانی؛ ۱۲ - فرمان سیابی، ۱۳‌- ستاره عباسی؛ ۱۴ - مینا زرین؛ ۱۵ - منوچهر صفرقلی؛ ۱۶‌- حسین صلواتی؛ ۱۷‌- نینا طاهری(پروانه)؛  ۱۸ - سعید عرب؛ ۱۹ - فرشید کاظمیان؛ ۲۰ – تهمینه گشتاسبی؛ ۲۱ - مهرداد نشاطی؛ ۲۲ - محمدرضا نقاشیان؛ ۲۳‌- اشرف نورالله‌خانی؛ ۲۴‌- بهروز یعقوب‌ رمزی؛ ۲۵ - جواد سامعی؛ ۲۶ - سودابه اردوان؛ ۲۷‌- قاسم سلیمانپور؛ ۲۸‌- اکبر تک‌دهقان؛ ۲۹‌- مرسده قائدی؛ ۳۰‌- شهلا مولوی، ۳۱‌- همایون ایوانی؛ ۳۲‌- مژده ارسی؛ ۳۳‌- فاتح مردوخ